این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان آلاگل

22 مارس 2020
1,369
بدون نظر

دانلود رمان آلاگل

alagol - دانلود رمان آلاگل

⭐️ نام نویسنده : هانی قدیری.ص

⭐️ نام رمان : آلاگل

⭐️ تعداد صفحات : ۲۸۳

⭐️ موضوع : عاشقانه ، اجتماعی

⭐️ فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

⭐️ ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

داستان درمورد یه دختر بنام آلاگل!! دختری مغرور و لجباز…که یه قسمتی از زندگیش رو دلداده کسی میشه که نباید بشه…

مقدمه :همیشه هم قافیه بوده اند “سیب” و “فریب”
همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حال هم میگوییم… ، “سیب” و دوربین های عکاسی را فریب میدهیم. تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخندمان…

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

همیشه هم قافیه بوده اند “سیب”و”فریب”
همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالا هم میگوییم…, “سیب” و دوربین های عکاسی را فریب میدهیم
تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخندمان… خلاصه رمان:
داستان در مورد دختر یه بنام آلاگل!دختری مغرور و لجباز…که یه قسمتی از زندگیش رو دل داده کسی میشه که نباید بشه.. .
ساعت آخر بود.انتظار شنیدن زنگ خونه رو داشتم که شیما آروم صدام زد:_آلا ؟؟ سرمو گذاشتم روی میز…
_جانم شیما؟ _میگم …چیزه.رابطه ات ..با عرفان به کجا رسید؟
از فکراینکه شیماباز هم میخواد نصیحتم کنه،انگار کسی رو اعصابم یورتمه میرفت!
حرصی سرمو از رو میز بلند کردم و گفتم:_چیه شیما؟نکنه فقط منتظر شنیدن خبر کات کردن منو عرفانی؟؟
آروم سرشو از رو میز بلند کرد و با انگشتای ظریفش بازی کرد و بعد کمی مکث گفت:_راستش آره! آلا ..عرفان از تو نیست ..ازهیچکدوم ما نیست!
خواستم مانع ادامه نصیحتاش بشم که گفت:_آلاگل …خواهری!فقط این بار به حرفم گوش کن.خواهش میکنم.فقط گوش و کن خوب بهش فکرکن.
تو غد و یه دنده ای اگه..خدایی نکرده این پسره یه بلایی سرت بیاره میدونی چی میشه؟میشکنی آلا …میشکنی!مگه چندسالته؟!۸۱سالت که بیشتر نیس…تو که نمیخوای تو این سن داغون بشی ؟!..اصلا چرا هیچوقت نمیخوای یه قرار با ساره بذاری و حرفاشو گوش کنی؟ با اخم به چشمای خوشگلش نگاهی کردم و گفتم :_ساره دیگه کیه؟
_بیا میگم تو هپروتی نگو نه!ساره.همون دختره که میگفت با عرفان دوست بوده و میخواد یه چیزی بهت بگه… .
_آهان.بروو بابا من چیکار به اون دختره ی چاخان دارم؟؟عرفان خودش میگه با ساره هیچوقت دوست نبوده اونوقت این بچه سوسول حسود به من میگه من با ع رفان دوست بودم آلا بذار عرفان و خوب بهت بشناسونم..هه!
_ضرری نداره حرفاشو بشنوی.بنظر من دختر بدجنسی نیس…من مطمئنم عرفان هرچی میگه لاف میزنه!
بالاخره این زنگ لعنتی زده شد.شیما گونه ام رو بوسید :_من زود باید برم آلا..مهمان از اصفهان داریم.فعلا عزیزم.
_اوکی..سلام برسون فعلا.



توجه: این رمان اختصاصی سایت کتابساز میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

منبع : کتــاب ســـاز www.Ketabsaz.inFo


برچسب ها

مطالب مشابه