این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من

24 مارس 2020
17,746
یک نظر

دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من

arbab khashen va vahshi man - دانلود رمان ارباب خشن و وحشی من

⭐️ نام نویسنده : بنت الهدی.ج

⭐️ نام رمان : ارباب خشن و وحشی من

⭐️ تعداد صفحات : ۳۵۵

⭐️ موضوع : عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی

⭐️ فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

⭐️ ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

این رمان در سه ژانر متفاوت به قلم کشیده شده است.
عاشقانه ، اجتماعی ، اربابی
از نظر خیلی ها رمان اربابی باید فوق العاده خشن باشه و شخصیت ارباب خشن و بی رحم واقع بشه !
از نظر من خشونت الکی رمان و قلمم رو تکراری میکنه.اگر رمانی با قلم و داستانی متفاوت را میخواهید این رمان نه اینکه از نظر بنده زیرا از نظر خیلی ها متفاوت! این رمان عشق رو به چالش کشیده !
ذره ذره ریشه زدن عشق رو در قلب یک انسان رو نشان داده. عشق و خشم مخالف هم هستند .
امیدوارم این رمان از نظر شما خوب باشه و از قلم من خوشتون بیاد و دوست داشته باشید.

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

 

مقدمه ✍ به نام خدای احساس
خدایی که با به وجود آوردن انسان ها حس های خاصی رو در وجودشون بوجود آورد و باعث نزدیک تر شدن انسان ها شد
انسان هایی که گاهی با همون احساسات مختلف خیلی ها رو به عرش و خیلی هارو به فرش کشیدند و با همون حس قدرت قدرتمندیشون رو به رخ ضعیف تر ها کشیدند تا به زمین و زمان فخر بفروشن

شخصیت های مهم رمان:

ارباب سالار پریچهر

این رمان تنها به زبان پریچهر شخصیت اصلی رمان گفته خواهد شد
صبح زیبا و آفتابی روز پنجشنبه بود مثل همیشه تو حیاط بزرگ عمارتمون دور میز روی صندلی های راحتی نشسته بودیم با سامین دستشو رو سرم گذاشت موهامو بهم ریخت جیغ بنفشی کشیدم:

اه سامین تو خیلی بدی همش موهای منو بهم میریزی به مامان ستاره میگما.!!!!

با لبخند شیطونی و خبیثی لپمو کشید:

اشکال نداره تو بهش بگو منم میگم پریچهر عشقمه دوست دارم موهاشو بهم میریزم لپاشم میکشم اصلا تو مال خودمی هر کاری دلم بخواد انجام میدم به تو هم مربوط نمیشه خانوووووم ارباااااااب



توجه: این رمان اختصاصی سایت کتابساز میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

منبع : کتــاب ســـاز www.Ketabsaz.inFo


برچسب ها

مطالب مشابه

  • افتضاح ترین رمانی بود که خوندم همش اشتباه بود معلوم نبود چی به چیه هیچ ربطی بهم نداشت حیف وقتم