کانال تلگرام

آدرس تلگرام ما کتابساز

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان بعد از تو

16 مارس 2020
1,603
بدون نظر

دانلود رمان بعد از تو

Bad Az To - دانلود رمان بعد از تو

⭐️ نام نویسنده : شیرین سعادتی

⭐️ نام رمان :بعد از تو

⭐️ تعداد صفحات : ۳۴۳

⭐️ موضوع : عاشقانه ، پلیسی

⭐️ فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

⭐️ ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

دختر داستانمون،یه روانشناسه..یه دختر عاقل که مثل خیلی ها دل میبنده،عاشق میشه و ازدواج میکنه اما…وقتی به خودش میاد که میبینه با یه بچه تنها مونده!…وقتی که یه دختر شکسته و پریشونه که فقط یه مشت قرص میتونن آرومش کنن!…رها میشه،بدون هیچ جوابی یا توضیحی از جانب شریک زندگیش.همه چیز به نظر مرموز میاد…ماجرایی پر از علامت سوال….آیا نیکی آروم میشه!؟آیا میتونه یه زندگی جدید رو شروع کنه!؟داستان از اینجا شروع میشه اما….قراره اتفاق هایی بیوفته که اصلا قابل پیش بینی نیستند…بعد از تو ، باز هم تو…

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

 

بعد از تو…!؟ آری…
بعد از تو من تنها شدم بعد از تو من رها شدم بعد از تو من ترد شدم بعد از تو من شکستم بعد از تو من خرد شدم بعد از تو خیلی اتفاق ها افتاد…
و تو کجا بودی تا ببینی چه بر سرم آمد…؟
با همه قدرتم ملحفه رو تو چنگم گرفتم و جیغ زدم:عزیـــــز!!..
عزیز با چادرش عرق روی پیشــونیم رو گرفت و گفت:جانه عزیز؟..دورت بگردم مادر آروم باش الان میان.
با درد به زور از لای دندونهای کلید شــده ام گفتم:عزیز دیگه نمیتونم تحمل کنم تو رو خدا یه کاری کن.
عزیز:قربونت برم دخترم،تحمل کن..یکم دیگه که شــیر پســرت رو تو بغ*لت گرفتی تمام دردهات از یادت میره.
با ناله سرم رو کوبیدم به تخت و بلند بلند گریه کردم.

رمان های پیشنهادی کتابساز
دانلود رمان دید معکوس

مثل مار به خودم می پیچیدم و نفسهام کند شده بود.
حس میکردم عضــ ت بدنم از درد دارن کم میان…حالا واقعا معنی درد زایمان رو میفهمیدم.
بدنم خیس عرق بود و داشتم جون می دادم.
عزیز هم تو صورتم فوت میکرد و تکرار میکرد«نفس عمیق بکم دخترم» نمیدونم چقدر از زمانی که به سختی خودمون رو به بیمارستان رسونده بودیم و من روی تخت با بدنی گ ر گرفته میلرزیدم گذشته بود.
اما بالاخره چند تا پرستار خود شون رو ر سوندن بالای سرم و برای عمل آماده ام کردن.
دم در عزیز د ستم رو ف شرد و گفت:دخترکم قوی باش…تو و بچه ات سالم از این در میاین بیرون.
من که د ی گه ا ن گار داشـــ تم از هوش م یر ف تم و لی به زور ز مز مه کردم:عزیز..اگه..بر..نگشتم..تو رو خدا..مواظبم..باش.
عزیز:این حرفا چیه دختر…زبونت رو گاز بگیر..ایشالا که س مت میای بیرون و خودت مواظب بچه اتی.

رمان های پیشنهادی کتابساز
دانلود رمان عروس ایران ( ملکه امپراطوری مغول )


توجه: این رمان اختصاصی سایت کتابساز میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

منبع : کتــاب ســـاز www.Ketabsaz.inFo


برچسب ها

مطالب مشابه