اتحادتان را در تمام زندگی حفظ کنید تا همیشه پایدار و سرافراز باشید.(کوروش کبیر)
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان پی دی اف » دانلود رمان تقاص باور کردنت
دانلود رمان تقاص باور کردنت

دانلود رمان تقاص باور کردنت

دانلود رمان تقاص باور کردنت

…::: کتابساز بزرگترین سایت رمان در ایران :::…

با کتابساز رمانهارو با دو فرمت گوشی و کامپیوتر و … دانلود کنید

دانلود رمان تقاص باور کردنت

1 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی نام رمان : تقاص باور کردنت

2 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی نویسنده : Moaz17

3 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی تعداد صفحات  : ۱۹۲

nf2u75 e1561897795595 - دانلود رمان یانار کتابساز فرمت دانلود رمان : APK (اندرویدی ) PDF (برای کامپیوتر ، تبلت و …)

5 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی ژانر :  عاشقانه،اجتماعی

4 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصیخلاصه  رمان

دانلود رمان تقاص باور کردنت (جلد دوم رمان باورت نمی‌کنم) نفس، دختر مغرور تنهای خانواده‌اش، کسی که به دلیل تک فرزند بودنش به تنهایی عادت کرده و دوست‌های زیادی نداره، کسی که علاقه‌ای به ارتباط با دیگران نداره، کسی که با یک سوء تفاهم وارد یک رابطه میشه، رابطه‌ای که آخرش معلوم نیست! رابطه‌ای که آینده اون رو حسابی تغییر میده!

1 - دانلود رمان تقاص باور کردنت

2 - دانلود رمان تقاص باور کردنت

 

خلاصه: نفس، دختر مغرور تنهای خانوادهاش، کسی که به دلیل تک فرزند بودنش به تنهایی
عادت کرده و دوستهای زیادی نداره، کسی که علاقهای به ارتباط با دیگران نداره، کسی که با
یک سوء تفاهم وارد یک رابطه میشه، رابطهای که آخرش معلوم نیست! رابطهای که آینده اون
رو حسابی تغییر میده!
«قراره برگردیم به گذشته، گذشتهای که اعتماد نفس رو نسبت به اطرافیانش از بین برد.
گذشتهای که خیلی تلخه، قراره از جایی بگم که آرمان و نفس رابطشون شکل گرفت، رابطشون
رو براتون بشکافم، قرار نیست مجهولی بمونه و… حالا سوال اینجاست، شما حق رو به کی
میدین؟ نفس یا آرمان؟»
توجه: این رمان کاملا بر اساس واقعیت است!

«کسانی که جلد اول این رمان را مطالعه نکردهاند مشکلی برای خواندن این رمان ندارند.»
شاید روند این رمان برای بعضیها کسل کننده باشد. توصیه میکنم کسانی که طرفدار
رمانهای اجتماعی هستند این رمان را مطالعه کنند. این رمان به دلیل واقعی بودنش،
خاطرهوار نوشته شده و کمتر دیالوگ دارد.
مقدمه:
بازی روزگار با من دیدنیست!
میگوید: کلاغ
میگویم: پر
میگوید: گنجشک
میگویم: پر
اینبار نامت را بر زبان میآورد، صدا در گلویم خفه میشود و بغض خانهاش را هر چه سریعتر
در گلویم میسازد!
هوای ملایم بهار میرود و زمستان باز میگردد،
نگاه روزگار چشمان بغض دارم را مینگرد!
میدانم برایم نیستی.
میدانم حسرت لمس دستانت را به گور میبرم!
میدانم هیچ وقت قرار نیست داشته باشمت!
قطرهی اشکی از چشمانم پایین میچکد.
بغضم را میخورم و با صدایی لرزان میگویم: پر!
«تکهای از اتفاقات آینده»
پیامی را که داده بود خواندم:
-سلام، خوبی؟
تایپ کردم:
-تو، تو من رو خوبی میبینی؟!
در حالی که اشک از چشمانم جاری شده بود نوشتم:
-چرا؟! حقم بود؟ آره؟! من تقاص چی رو دارم پس میدم؟!

منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است