کانال تلگرام

آدرس تلگرام ما کتابساز

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان دختر نقاب دار

19 فوریه 2020
2,787
بدون نظر

دانلود رمان دختر نقاب دار

doktare nagabdar 378x500 - دانلود رمان دختر نقاب دار

نام رمان : دختر نقاب دار

نویسنده : آمنه آبدار

ژانر : عاشقانه، پلیسی، جنایی، مافیایی، هیجانی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

روایتگر زندگی آنالیا محبی خلافکار و رئیس بزرگترین باند قاچاق مواد. زندگی این دختر سراسر رازه! با نفوذ سه پلیس به باند، متوجه چیز های عجیبی در مورد زندگی این دختر میشن و جالبترینش هویتشه چون هیچ کسی به اسم آنالیا محبی در هیچ کشوری نیست و هنوز هم اونا در تلاش برای شناختن این دختر هستند. اما و اگر نداره،الانم پا میشی میری پیش مادرت منم با وکیل هماهنگ می کنم بیاد کارای بیمارستانو رو به راه کنه. ثریا با چشمایی که نم اشک توشون دیده می شد گفت: خانوم تا عمر دارم مدیونتونم هیچ وقت لطفتونو فراموش نمی کنم. جدی گفتم:الان وقت این حرف ها نیست،پاشو برو. و دیگه فرصت هیچ حرفی رو بهش ندادم و پاشدم دوباره رفتم …

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

بهه هر کجها می نگرم، هر کت نقهابی داردی نقهابی اآ در ر انرهار، برای رههایی اآ اجکهار، اجکهاری نالوار.
من هی نقاب دارم، یک دختر نقاب دار!
که در آیر نقابی پنهان شده ام، با شاید نقابی محافظی برایی باشد.
نقابی را برداری، شاید ب همی کیستی، لی هرلن نخواهی دانست که یستی!
به نام خدا ند بخشنده مهربان
محری جدی ارد عمارت عکاس هی ها ش هدم. دم هام ر محری بر می داش هتی اخی هام م همیشه، سط پیشونیی جا خوا کرده بود.
تی ارد س هالن مهمونی ش هدم، همه نگاه ها ر به س همت خودم کش هیدم لی نتی کو ک برینبوجهی بهشون نرردم.
با صدای ساشا به طرفی که ا ن بود رخیدم منتظر نگاا کردمی لکخند خوشرلی آد که دند ن های س ید ردی ش ر نمایان کرد ل ت:
-سلام، آنا جان.
بر خلاف استقکال لرم ا ن، جدی بد ن هیی عطوفتی، ل تی:
-آنالیا هستی.
_ لی برای من همون آنایی.
پوآخندی آدم ل تی:
-من برای هیی کت آنا نیستی.
ساشا که دید کی نمیارم با نرف آدن با من به ینی نمی رسه، با ل تن فعلا ،اآم د ر شد رفت.
تی س هاش ها رفت، به س همت یری اآ مین های خالی رفتی نش هس هتیی به مح نش هس هتنی یه خدمترار، با یه سینی پر اآ مشر ب، بالای سرم ظاهر شد.
به لیوانای مش هر ب که نا ی ش هراب رمن بودن، نگاهی کردم با خودم ل تی:ززاهف باآم مش هر ب ،باآم بظاهر((
مجکور بودم م همیشه یه لیوان بردارم با آخر مهمونی نگاا کنی.
همیشهه همین ضهد بودی شهراب ر برمی داشهتی لی با آخر مهمونی بهش دسهتی نمی آدم، ون با سر ند مرگ اآا بدم می ا مد.
همون طور که بو افرار خودم غر بودم، صدای کشیده شدن صندلی ر شنیدم.
س هرم ر بالا بردم به کس هی که ص هندلی ر کش هیده بود نگاه کردم، که یاش هار ر دیدم. یاش هار هر خلافی که بگید کرده بودی اآ ا ا مواد مخدر بگیر با میرسهه به ا ا اعیهای بدن، بو همشهون سر رشته داشت.
لکخند کریهی آد با همون نالت ندا نرف آدنش ل ت:
_سلام عشقی.
بد ن اینره کو یک برین بغییری بو نالتی ایجاد کنی ل تی:
-یاشار ند خودت ر بد ن نرف اضافه ننن.
هقهه ای کشید ل ت:

رمان های پیشنهادی کتابساز
دانلود رمان جا مانده کافه تریا

 



توجه: این رمان اختصاصی سایت کتابساز میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

منبع : کتــاب ســـاز www.Ketabsaz.inFo


برچسب ها

مطالب مشابه