پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم (خداوند)
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان پی دی اف » دانلود رمان زخم دلم
دانلود رمان زخم دلم

دانلود رمان زخم دلم

دانلود رمان زخم دلم

دانلود رمان زخم دلم

1 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی نام رمان : زخم دلم

2 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی نویسنده : Hasti_71 کاربر کتابساز

3 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی تعداد صفحات  : ۳۶۷

nf2u75 e1561897795595 - دانلود رمان یانار کتابساز فرمت دانلود رمان : APK (اندرویدی ) PDF (برای کامپیوتر ، تبلت و …)

5 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصی ژانر :  عاشقانه،اجتماعی

4 - دانلود رمان به حکم خون،قصاص عشق کاملا اختصاصیخلاصه  رمان

رمان زخم دلم امیر عباس و نازگل به هم دل می بندند . اما امیر عباس مرد ِ مغرور ُ غد نیست .. امیر عباس فقط یه پسر جوونه که نیمه ِ گمشده و شریک زندگیش رو پیدا می کنه و ساده بهش دل می بنده اما ساده دل نمی کنه ! نازگل هم یه دختر پولدار نیست .. نازگل فقط یه دختر ِ ساده و دوست داشتنیه !پایان خوش

1 - دانلود رمان زخم دلم

2 - دانلود رمان زخم دلم

صحبت کردن با این مرد ِ معتاد بی فایده بود،
با نفس نفس و دست های ِ مشت شده فریاد زد :
ازت شکایت می کنم ، از همتون شکایت می کنم
مرد که می دانست زورش به این پسر عصبانی نمی رسد از همان پشت پنجره خانه ِ کوچکش داد
زد:
برو شکایت کن ،با پلیس بیا، میخوام ببینم کجای دنیا یه پدر رو به جرم ِ شوهر دادن دخترش
میبرن کلانتری .. من منتظرما .. با پلیس بیا
زیر ِ پنجره ِ بسته شده ، روی زمین نشست و فکر کرد راست می گوید پدر زنش ،با درد ناله کرد
:پدر زن ِ سابقم !
از جا بلند شد ، کمرش خم شده بود از این همه درد .. دلش سوز داشت
بی هدف به سمت ِ خیابان راه افتاد .. اولین قطره اشک از چشمش چکید ..نفس ِعمیقی کشید
..چقد سخت بود کنترل اولین قطره اشک .. برای نباریدن..برای جاری نشدن
مرد بود اما .. بغض گلویش را رها نمی کرد .. بارش ِ چشمان ِ رنگ شبش بیشتر شد
ضعف داشت .. نه از گرسنگی ..بلکه از درد
تکیه اش را به درخت کنار ِ خیابان داد و سر خورد روی زمین
نه زمین ِ خیس مهم بود ، نه چشم های ِ خیسش و نه نگاه راننده و عابران ِ خیابان

فقط می خواست گریه کند شاید سبک میشود از این همه درد.
دست هایش را درو زانو هایش حلقه کرد و سرش را روی دست هایش گذاشت و از ته ِدل هق زد
صدای ِ اهنگ داخل ماشین ۶۰۲توجهش را جلب کرد .. سرش را تکیه داد به درخت و اشک
هایش شدت گرفت
نمیدونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم، دارم میمیرم از اینکه تو رفتی و نمیمیرم
نمیدونی تو این روزا چقدر یاد تو میفتم ، ته دنیام نزدیک نگاه کن کی بهت گفتم
هق هق ِ مردانه اش درد داشت
کجا باید برم بی تو؟! تویی که قد دنیامی که هرجایی رو میبینم نبینم پیش چشمامی
برم هرجای ِ این دنیا شبم با بغض دم سازه آخه هرجا یه چیزی هست منو یاد تو بندازه
حلقه اش را محکم بوسید و با صدای بمش که با گریه بم تر شده بود زمزمه کنان نالید:
نمیدونم تو این برزخ کی از این درد میمیرم نمیدونم چرا یک شب فراموشی نمیگیرم
با بغض زمزمه کرد : فراموشی!
هق هق ِ مردانه اش سوزناک تر شد ..شانه هایش می لرزید .. صورتش را میان ِ دستانش پنهان
کرد و ناله کنان زمزمه کرد :
دارم میمیرم از اینکه تو رفتی و نمیمیرم
فصل ِدوم : گذشته ها
بعد از یکسال پشت کنکور موندن دانشگاه سراسری قبول شدم…رشته ی مورد علاقم ، نرم افزار
سال قبل ِ درست روز قبل از کنکور با مرگ زینت جون اونقدر شوک زده بودم که امتحان یادم بره
وقتی دوساله بودم مادرم به علت سرطان فوت کرد و پدرم بعد از مادرم دیگه زندگی نکرد و با
اعتیاد سعی کرد مرگ مادرم رو فراموش کنه
زینت جون هم همسایمون بود که از سر ِدلسوزی برام مادری میکرد با مرگش هرگز نتونستم
محبتاش رو جبران کنم ، همیشه دوست داشت درس بخونم و به جایی برسم
روز ِ اول دانشگاه بیشتر از قبل متوجه تفاوت هام با بقیه شدم ..تنها دختر چادری کلاس من بودم
،هیچ وقت ارایش نکرده بودم..حتی یه کرم ساده ه به صورتم نخوره بود..البته خیلی هم به ارایش
نیازی نداشتم…دختر زیبایی بودم و چهره کاملا شرقی داشتم
چش و ابروی مشکیم به صورت سفیدم حسابی می اومد
اکثر بچه های کلاس حتی دخترا ماشین داشتن …اما من یادم نمیاد با ماشین شخصی یا حتی
تاکسی جایی رفته باشم

 

 

منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است