دانلود رمان زن دیوانه

zan divane - دانلود رمان زن دیوانه

⭐️ نام نویسنده : ماهی رضایی

⭐️ نام رمان : زن دیوانه

⭐️ تعداد صفحات : ۶۰۲

⭐️ موضوع : عاشقانه، هم خونه ای

⭐️ فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

⭐️ ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

قیصر از پس پرده های خاطراتش می آید که برای پناه، پناه باشد.
می آید که مردانگی در پس کوچه های نامردی گم نماند.
دل می فروشد و مردانگی می خرد.
برای آدم هایی که جای خالیشان را سنگ سرد قبرستان پر کرده.
برای زن دیوانه ای که جا های خالی را با مداد سیاه سکوت پر می کند

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

قیصر

دسته های موتو رو بلند می کنم و خاک بلند می شه.پندار یه کم جلو تر روی موتور نشسته و داد می کشه:

ـ یوهو.

زمزمه می کنم:

ـ دیوانه.

موتورو نگه می دارم و پندارم دور میزنه.کنارم ترمز می کنه.کلاه کاسکت رو از سرم برمی دارم ودستی به پیشونیم می کشم. پندار با اخمای در هم کلاه کاسکت رو برمی داره.با فرمون های موتور ور می ره.خیره به کلنجار رفتنش با موتور با خنده می گم:

_چته پسر؟تا الان که کیفت کوک بود.

با انگشت اشاره بالای ابروش رو می خارونه و میگه:

_جون داداش کوکم اگه این بی صاحاب بذاره.معلوم نیست چه مرگشه.امروز سر ناسازگاری بلند کرده باهام.

با انگشت شصتم می کشم کنج لبم و میگم:

_میخوای بریم تعمیر؟

با بی خیالی میگه:

_نه ،ولش کن.

دستاشو می ذاره رو موتور و چونه ش هم رو دستاش.لبخند میزنه،مثل همیشه و من از لبخندش لبخندم می گیره.به یه جای نا معلوم خیره میشه و با لحن پر حسرتی می گه:

_دلم هواییه انوشه س،قیصر.بد جور هواشو کردم.بعد اون همه جدایی ،بعد اون همه دردسر، واسه من شد و این فاصله ها…

آهی می کشه و با مشت می کوبه به فرمون موتور:

_دِ لعنت به این فاصله ها.

چینی به بینیم میدم و با مشت می کوبم به بازوش:

_اه اه…جمع کن بابا واسه ما مجنون شده.

چهره ی ناراحتی به خودش می گیره و می گه:

_قیصر عاشق نشدی بفهمی چی میگم.بعضی چیزا رو باید عاشق باشی که بفهمی.

نظرات تعداد دیدگاه های تایید شده : ۱ دیدگاه

یک پاسخ به “دانلود رمان زن دیوانه”

  1. Elahe.b.zanjani گفت:

    رمان خیلی خوبی بود اما کاشکی اخرش رو کمی بیشتر ادامه میدادید با ارزو هر روز موفقیت روز دیگه و سلامتیتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *