آیا او (خدا) برای بنده اش کافی نیست؟ (قران کریم)
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان پی دی اف » دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم
دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم

دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم

دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم

سیاه 2 385x500 - دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم

نام رمان : سنگ سیاه( جلد دوم)

نام نویسنده : مرضیه یگانه

تعداد صفحات : 318

ژانر : عاشقانه ، پلیسی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

در جلد یک رسیدیم به اینکه سوگل با نوشتن نامه ای کیان را رها میکنه. کیان بعد از رفتن سوگل مدتی با غم این عشق سر میکنه تا اینکه در ماموریت جدیدش به طور اتفاقی با کسی مواجه میشه که بسیار شبیه سوگله و ادعا میکنه که خواهر دو قلوی اونه….
اما اینکه سوگل کجاست و آیا خانواده ای داره یا لعیا خواهر اون هست یا نه رو در این جلد دنبال کنند …

1 - دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم

2 - دانلود رمان سنگ سیاه جلد دوم

 

 

دانلود جلد اول دانلود رمان سنگ سیاه

 

پارت 1
سه ماه، تمام شد و من سه ماه ماندم با جواب ساده ی یک سوال که چرا رفتی … !!!
. زهر این جواب، تمام کامم را تلخ کرد جوابی که نشنیدم ولی تلخی شنیدنش را
.چشیدم
!این چه سکوتی بود که رفتنش بهتر از گفتنش بود
.سکوت رفتنت، ممهر داغی به قلبم زد که اثرش تا روزها خواهد ماند
. چشمانم روی تلویزیون خیره مانده بود ولی فکرم جای دیگر چرخ می خورد مادر
. باسینی چای وارد اتاق شد و نشست کنارم حوصله ی حرف شنیدن نداشتم ولی
.انگار مادر قصد گفتن داشت
! حال هی مرخصی بگیری و بمونی تو خونه، چیزی درست می شه؟ سه ماهه که_
. … رفته حتما یه ریگی به کفشش بوده که رفته دیگه
:نگاه عصبی ام برگشت سمت مادر که فوری ادامه داد
خب اگه ریگی به کفشش نبوده، چرا رفت؟ مگه من راضی به عقدتون نشدم؟_
:با سر انگشتان دستم، پیشانی ام را ماساژ دادم که مادر باز گفت
…به جان کیمیا ، اگر لب تر کنی_
:با عصبانیت گفتم
.لب تر نمی کنم، شما هم حرفش رو نزن _
.اصل بذار بگم ، اونوقت مخالفت کن_
: . عصبی چرخیدم سمت مادر نگاه عصبی ام را که دید، آه کشید که گفتم
… … می دونم چی می خوای بگی باز کدوم دختر رو واسم لقمه گرفتی؟ من قصد_
. …. ازدواج ندارم خلص
.مادر محکم تکیه زد به پشتی مبل و باز همان حرف های همیشگی
… … ! … لج کن با من، با خودت تا کی؟ اگه دوستت داشت، چرا نموند؟ دلیل رفتنش_
… … … … چی بود اصل من بهت چی گفتم نگفتم این دختر مشکوکه اصل شاید دختر:فریاد زدم
…مادر _
:نگاهش با نگاهم تلقی پیدا کرد که آرامتر ادامه دادم
. … … بسه ارواح خاک بابا تمومش کن_
: حرص مادر بیشتر شد و لحنش عصبی تر
… آره ارواح خاک بابات رو قسم می دی چون دیدی درست گفتم ، غیر از این چه_
… … دلیلی داره هان؟ چرا به عقد که رسید ، رفت؟ پس می بینی که
:از جا برخاستم و در حالیکه فوری دکمه های پیراهنم را می بستم گفتم
. … … من می رم بیرون دیر می آم به موبایلم زنگ نزنید که جواب نمی دم_
:و در مقابل اعتراض های مادر رفتم که رفتم
. … … آره برو حرف حق تلخه _
. . آره تلخ بود، تلخ تر از زهر اگر می دونستم چرا رفته، اینجوری نمی سوختم
. . ازت نمی گذرم سوگل منو جلوی مادرم خار کردی جلوی همه، حتی همکارای
. … اداره نمی بخشمت مطمئن باش پیدات می کنم و سیلی رو که حق صورتته، به
.گوشت می زنم
. . راه فراری نبود جز اداره رفتم اداره با اونکه آن روز مرخصی بودم ولی یکراست
. . رفتم سراغ اتاق فروغی در اتاق را که باز کردم، نگاهش را سمتم فرستاد
:همراه نگاهش که در تعقیبم بود ، آه کشید و از جا برخاست
! بازم؟ چرا کنار نمی آی؟ چرا نمی چسبی به کارت تا فکر و خیال اینجوری داغونت_
نکنه؟
. کلفه و سر در گم در را پشت سرم بستم و جلو رفتم خودم را روی صندلی کنار
:میزش رها کردم که باز گفت
… بابا اینجوری که ، فردا پس فردا عذرت رو می خوان این پرونده ی شرکت_
قطعات کامپیوتری الن سه ماهه که به تو واگذار شده ، هی جناب سرهنگ می
… … پرسه چی شد چی شد
.تا کی بگم هنوز داره تحقیق می کنه؟ بچسب به کارت تا از فکر و خیال بیای بیرون
.سکوتم نشانه ی تفکر بود ولی او به نشانه ی مثبت بودن جوابم برداشت کرد. پس ، از فردا برو یه سر به این شرکت بزن مامور تعزیراتی چطوره؟ از بس_
… نرفتی، مدیر داخلی گرفتن، به عنوان مامور تعزیرات برو کارتش رو برات درست

منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است