کسی را که به تو شنا یاد داد، غرق مکن.
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » فایل های صوتی » دانلود رمان صوتی خانم ریزه میزه ویژه کتابساز
دانلود رمان صوتی خانم ریزه میزه ویژه کتابساز

دانلود رمان صوتی خانم ریزه میزه ویژه کتابساز

دانلود رمان صوتی خانم ریزه میزه ویژه کتابساز

…::: کتابساز بزرگترین سایت رمان در ایران :::…

منتشر شد …

دانلود رمان صوتی خانم ریزه میزه ویژه کتابساز

نام رمان : خانم ریزه میزه

گوینده : شیرین تقیان

نویسنده :زهره دهنوی

موضوع : عاشقانه ، طنز

مدت زمان :  —

تعداد صفحات در کتاب : ۴۴۵

خلاصه رمان :

دختره فوق العاده شیطونی داریم به اسم الناز ..که سعی در در اوردن حرص پسر عمه اش سیاوش دارد. بخونید ببینید آیا…..به هدفش میرسه یانه.

دموی فایل اول به زودی تمام فایل ها قرار خواهند گرفت جهت حمایت نظر بذارین

— قسمت اول —

3 - دانلود رمان صوتی خانم ریزه میزه ویژه کتابساز

برای دانلود قسمت های بعدی بعد از پرداخت لینک دانلود برایتان نمایان می شود

RIAL 120.000 – خرید

قسمتی از رمان :

یه نگاه به کیارش انداختم کلا رو تختش دراز کشیده بود و ساعدش روی چشماش
الاخی
موش بشی عشخم گناخ داله که
……………….
بی خی گناخ کیلو چنده باااوووووو…………..
کیارش درهمون حال گفت:آقا جون میشه تنهام بزارید
رفتم جلو تر و وصدامو شبیه روح ها کردم و گفتم
:تنهات بزارم که چی بشههه؟؟؟؟؟؟
یهوووو کیارش سیخ سرجاش نشست و با چشم های گرد نگام کرد خنده ام گرفته
بود ولی
خب من نقش بازی کردنم بیست بیسته
دوباره باهمون صدای کلفت گفتم
:بگو ببینم چرا تنهات بزاررمممم ؟؟؟
کیارش با لکنت و تته پته
گفت:ت…..تووو……ر…….روو…..رووووووححححح……………
کیارش یکی دوتا داد زد دیدم الان خودش رو زرد میکنه از طرفی خودم هم بددد خنده
ام
گرفته بود
وبلند زدم زیر خنده تا شد خندیدم یعنی داشتم جان به جان آفرین تسلیم میشدم
کیارش کم کم از حالت بهتش دراومد و باچشمای گرد به من خیره شد
۳۵۳
منم همونطور که میخندیدم گفتم:آخ
آخ
…….خخخخ……..واایییی…….یووووهاهاها…….خدانکشتت زرد کردی
نه؟؟؟؟واااییی چه
باحال شد قیافه ات
……
یه نگاه به کیارش انداختم دیدم ٱوه ٱوه اوضاع خیطه و پاااااک چرااااغ قرمززز همچین
دود
از گوش ها و مماغش می اومد بیرون که گفتم این گاو وحشیه
منم دستمال قرمز رو به روش
خیلی عادی نیشم رو تا بناگوش براش باز کردم
و عقب عقب سمت در اتاقش رفتم اونم قدم به قدم جلو می اومد کلا درمرحله ی
انفجار
بود منم که از جونم هنوز سیر نشدم که من هنوز شوخر موخام موخام اذیتش تونم
بخندم
هم چین فلنگ رو بستم که خودم حض کردم البت کیارش هم پشت سر من از اتاق
بیرون
دوید وگفت
:مگه دستم بهت نرررسهههه الناااازززززز……………….
جیغی زدم و در حالت در رفتنم گفت:اول برو شلوار تو عوض کن پوف پوف بو گند
میدیییییی
………

منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۲ نظر ثبت شده است.

  1. صوتی دیگه خیلیی راحته
    مرسی

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است