این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

تبلیغات تبلیغات

دانلود رمان قشاع

12 فوریه 2020
1,685
بدون نظر

دانلود رمان قشاع

ghesha 378x500 - دانلود رمان قشاع

نام رمان : قشاع

نویسنده : نیلوفر قائمی فر

ژانر : عاشقانه

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

هونیا زنی که انگشت اتهام برادر شوهر تازه از سفر برگشتش به طرف اونه ومنتظر توضیحی برای تمام اتفاقاتی که….پایان خوش

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

بغــض داشــت خفــه ام مــی کــرد ولــی ســعی مــی کــردم محکــم باشــم کــه نشــنوه،نبینه و نفهمــه ضـعیفم..دلـم مـی خواسـت برگـردم خونـه..ای کـاش بابـا مهـراد یـه کـم از قوانینشـو نادیـده مـی گرفـت تــا مــن اینجــا نمــونم..قلــبم داره مــی ایســته دیگــه وقتــی امیرحســین نیســت بــرای چــی بایــد اینجــا باشـم چـرا بابـا نذاشـت کـه برگـردم خونـه؟!کـاش مهـران اینجـا بـود دلـم آغـوش داداشـمو مـی خـواد کــه بــا تمــوم وجــود درکــم مــی کنــه،دارم از ایــن همــه تنهــائی دیوونــه میشم،دســتمو روی شــکم برجسـته ام گذاشـتم انگـار بـرای شـش هفـت مـاه ایـن شـکم زیـادی بـزرگ بـود!انگـار تـوپ بسـکتبال قــورت داده بــودم بــا اینکــه بچــه امــو داشــتم ولــی تنهــائی بــی نصــیبم نکــرده بــود و احساسشــو بهــم التماس می کرد.
انگـار از قـدم رو رفــتن خسـته شــد کـه بــالاخره پشـت میـز تحریــر بـزرگ چــوبی امیرحسـین نشســت و حـالا درسـت عـین امیرحسـام شـروع کـرد بـه نگـاه کـردنم،از ایـن نـوع نگـاه بیـزار بـودم؛بی وقفـه و نفــس گیر،انگــار هــزار و یــک احســاس پشــت ایــن نگــاه جامــه ی عمــل مــی پوشــید!گــاهی عــین بــاد زمســتونی ســرد بــود و عــین چــاقو تیزگــاهی هــم عــین آتــیش ســوزاننده و عــین شــمع آبــت مــی کــرد!غــرور و نخــوت،بزرگی و عــاقلی،مهربونی و ســنگدلی..همــه انگــار بــا هــم تــوی ایــن نگــاه شــناور بــودن!لعنتــی دهنتــو بــاز کــن حــرف بــزن ببیــنم بــرای چــی هفــت روزه شــدی دایــه ی بهتــر از مــادر و وکیلــی بهتــر از وصــی بــرای چــی همــه تــو دهــن تــو رو نگــاه مــی کننــد و بــرای مــن کــاری انجــام میــدن!؟زودبــاش حــرف بــزن ببیــنم سردســته ی بــرادرای شــریعتی دیگــه چــه نقشــه ای بــرام داره..آخــرین مهــره ی وامونــده ی پــس انداختــه هــای اســتاد شــریعتی کــه دانشــجوهاش تــا کمــر بــراش خــم میشــن و رو اســمش قســم میخــورن و ســالیان ســال بعــد از اتمــام درسشــون هنــوز پشــت در ایـن خونـه بـرای دیـدن اسـتاد محبوبشـون صـف میکشـن و خبـر ندارنـد اسـتاد گـرام چـه پسـرائی تربیــت کــرده و چــه ســنت هــای ســخت و ســردی تــوی خاندانشــون حکــم فرماســت،نمی دوننــد کــه حرفــای مــدرن امــا پــر مغــز و مفیــد استادشــون کــه همــه سرچشــمه ی علــم و شــریعتی کــه خونــده فقط برای گفتنِ نه عمل کردن!!باز هزار و یک مرتبه پدر بهتر از پسراست!
-من منتظرم؟
-اتفاقا منم منتظرم!
-تو برای چی؟!
-کـه شـما بگیـد چیکـارم داشـتید کـه منـو بـه ایـن اتـاق آوردیـد و اون بیـرون کـه تـا نـیم سـاعت پـیش انگـار سـنگ پـا میـون جمعیــت گـم شـده بـود سـکوت کــردن و کلامـی بـه زبـون نمیارن،انگــار روزه ی سکوت گرفتن!
-این برای اینه که قراره تو برای من توضیحاتی بدی که تکلیف خیلی چیزا روشن بشه
-درمـورد چـی؟!نکنــه اینکـه امیرحسـین چــی شـد کـه مــرد؟!نکنـه مـنم مــی خوایـد بندازیـد زنــدادن ور دل داداشم به جرم کشتن این یکی داداش؟!
امیرعباس با یه خشم نهفته و جذبه نگام کرد و گفت:
-درازی زبونت به قدت کشیده یا بخاطر وراثت؟

لینک کوتاه مطلب

https://ketabsaz.info/?p=9767

برچسب ها

مطالب مشابه