رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان پی دی اف » دانلود رمان قصر متروکه خون آشام (جلد دوم)
دانلود رمان قصر متروکه خون آشام (جلد دوم)

دانلود رمان قصر متروکه خون آشام (جلد دوم)

دانلود رمان قصر متروکه خون آشام (جلد دوم)

qasr matruke khun asham2 385x500 - دانلود رمان قصر متروکه خون آشام (جلد دوم)

نام رمان : قصر متروکه خون آشام (جلددوم)

نویسنده :  مریم دغاغله

ژانر : تخیلی، عاشقانه ، ترسناک

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

ماریا همراه بقیه خدمتکاران در حال آماده کردن جشن کریسمس هستند‌. در این روزها ماریا تغییری در رفتار ادوین مشاهده می‌کند که همچنان برای او گنگ است و کششی که سنگدل‌ترین و بی‌احساس‌ترین خون‌آشام این سرزمین به او دارد را درک نمی‌کند. مهمان‌های زیادی اینجا جمع می شوند که مرموزترین آن‌ها لوکاس و کلودیا و همچنین دختر برادرشان ویکتوریاست‌. آن‌ها مدتی آنجا می‌مانند که با ماندشان اتفاقات زیادی رخ می‌دهد که ماریا متوجه می شود…

لینک های مورد نظر به درخواست نویسنده حذف شدن

 

سابرینا، نفس زنان جعبه ی تزئینات را روی زمین گذاشت و درحالی که همانجا می
نشست، گفت: ما… بیشتر. . از ده بار هست که. . داریم از پله ها بالا می آییم. . من
دیگه نمی تونم ادامه بدم.
ماریا نیز دست کمی از او نداشت؛ اما آنها هم نمی توانستند بیکار آنجا بنشینند.
ماریا گفت: سابرینا لطفا بلند شو، ما خیلی کارها داریم که باید انجام بدیم. باید همه ی
اتاق ها رو به علاوهی سالن تزئین و مرتب کنیم؛ و ما برای انجام این کارها فقط یک
هفته فرصت داریم.
سابرینا عبوسانه از جایش برخاست و جعبه را از روی زمین بلند کرد و همراه ماریا به
راه افتاد؛ خانم بنت از آنها خواسته بود به اتاق خانم جنیفر بروند و آنجا رو درست کنند.
یکی از دو نگهبانی که کنار در خانم جنیفر ایستاده بودند، جلو آمد و راهشان را سد
کرد: شما کی هستین؟
سابرینا گفت: ما از طرف خانم بنت برای درست کردن اتاق بانو اومدیم. و به جعبه ای
که حمل کرده بود، اشاره کرد.
نگهبان گفت: چند لحظه منتظر باشید!
او وارد اتاق شد. سپس بعد از چند ثانیه برگشت و گفت: برین داخل.
آنها به آرامی وارد اتاق شدند. اتاق خانم جنیفر برخلاف اتاق هایی که ماریا اینجا دیده
بود؛ سلطنتی و به روز بود.
خانم جنیفر روی یکی ازمبل ها نشسته بود و چندین خدمتکار نیز در کنار او مشغول به
کار بودند. یکی از خدمتکاران ناخن های او را دیزاین می کرد بقیه نیز، لباس هایی را
در دست گرفته بودند که ماریا حدس می زد آنها لباس های جشن کریسمس باشند.
ماریا انتظار داشت که خانم جنیفر با نگاه خصمانه ای از او استقبال کند اما برخلاف
تصورش، او حتی به ماریا هم نگاه نکرد.
ماریا و سابرینا در سکوت، اتاق را تزئین می کردند و وسایلی که نیاز داشتند را در تکه
کاغذی یادداشت می کردند تا آنها را در اولین فرصت تهیه کنند.
ماریا درحالی که کارهایش را انجام می داد، ناخواسته حرف های خانم جنیفر را می
شنید که به خدمتکارانش می گفت: نه، این هم نه، این که اصلا مناسب نیست؛ همه
ی این لباس ها رو از جلوی چشمای من بردارید! طراحان لباس رو همین الان اینجا
بیارید؛ چون این لباس ها اصلا به درد مراسم نمیخورن، برید بیرون!
همه ی دختران، حتی آن دختری که مشغول دیزاین کردن بود؛ بیرون رفتند و فقط
ماریا و سابرینا آنجا باقی ماندند.
چند لحظه ای نگذشته بود که خانم جنیفر خطاب به سابرینا گفت: من خواسته بودم
پرده های جدیدی برای اتاقم آماده کنید؛ پس چرا هنوز آماده نیستن؟
سابرینا با اضطراب جواب داد: پرده ها آماده هستن بانو، ولی ما فکر کردیم شاید…
– برو بیارشون، همین الان!
سابرینا از تحکم صدای جنیفر جا خورد؛ ولی بدون هیچ اعتراضی از اتاق بیرون رفت.
ماریا برای لحظهای احساس کرد که این کار خانم جنیفر کاملا عمدی بوده تا آنها با
هم تنها بمانند.
ناگهان خانم جنیفر از جایش بلند شد و به طرف ماریا آمد؛ نگاهش به ظاهر، معطوف
به تزئینات کریسمس بود؛ اما طولی نکشید و او بلاخره به حرف آمد: دختر زیبایی
هستی!

رمان های پیشنهادی کتابساز
دانلود رمان همراز دل
منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم

تاکنون ۶ نظر ثبت شده است.

  1. جلد سوم نداره؟

  2. جلد سوم توی سایت اصلی نویسندس

  3. سلام خدمت ادمین عزیز؛ به دلیل تصمیم برای ویرایش و چاپ این اثر درخواست حذف رمان قصر متروکه خون آشام سری جلد اول و دوم به کلیه ی سایت های رمان داده شده، از اینکه لطف کردین رمانم رو توی سایتتون گذاشته بودین نهایت تشکر رو دارم.
    مریم دغاغله

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است