نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » دانلود رمان پی دی اف » دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز
دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز

دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز

دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز

…::: کتابساز بزرگترین سایت رمان در ایران :::…

با کتابساز رمانهارو با دو فرمت گوشی و کامپیوتر و … دانلود کنید

دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز

نام رمان : متولی عشق

نویسنده: حدیث یحیی زاده

موضوع:اجتماعی ، طنز ، عاشقانه

فرمت دانلود رمان : APK (اندرویدی ) PDF (برای کامپیوتر ، تبلت و …)

تعداد صفحات: ۴۷۰

خلاصه رمان :

کلاس ها تموم شده بود و طبق معمول من و پریسیما و ارغوان می خواستیم با هم بریم خونه. ارغوان سوئیچ ماشینشو از کیفش در آورد و رو به ما گفت: بچه ها وایستین ماشینو اول روشن کنم بعد سوار شین. باشه اَری جان. روشنا صدبار بهت نگفتم منو اری صدا نکن؟بابا اسم من ارغوانه نه اَری!

1 - دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز

2 - دانلود رمان متولی عشق ویژه کتابساز

 

مقدمه:
“مردمڪ چشم هایت را دوست دارم…
تیره نیستند…روشنند…مثل روشنایے آسمان…
شب نیستند…روزند…
حواس مرا پرت می ڪنند…
و می برند به دنیایی که در آن…
تو مرا دوست دارے…
من آرامش پیدا مےڪنم…
میانِ دوستت دارم هائے ڪه…

از چشمانت به سمتِ قلبم…
سرازیر مےشود” …
کلاس ها تموم شده بود و طبق معمول من و پریسیما و ارغوان می خواستیم با هم
بریم خونه.
ارغوان سوئیچ ماشینشو از کیفش در آورد و رو به ما گفت:
-بچه ها وایستین ماشینو اول روشن کنم بعد سوار شین.
-باشه اَری جان.
-روشنا صدبار بهت نگفتم منو اری صدا نکن؟بابا اسم من ارغوانه نه اَری!
-خب چیکار کنم به زبونم نمیاد بگم ارغوان،همون اَری خوبه…در ست نمی گم پری
جون؟
پریسیما پشت چشمی برام نازک کرد و همزمان گفت:
-پری نه،پریسیما.
-نخیرهمون پری!بارالها،واقعا ازت ممنونم که ا سم دوتا دو ستای صمیمیم اینقدر
باحاله…اَری و پری…
ارغوان پاشو به زمین کوبید و با حرص گفت:
-ههههه و درد!

-زیاد حرص نخور،به جاش ماشینتو روشن کن خسته شدم.
ارغوان نشست پشت فرمون،اما هرچی استارت میزد ماشین روشن نمی شد که نمی
شد: !
-وای روشن نمی شه،قراربود دیروز ببرم تعمیرگاه ها ای بابا.
-خب الان چیکار کنیم؟
پریسیما بند کیفشو گرفت تو دستش و گفت:
-مجبوریم با آژانس بریم دیگه!

منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم
اشتراک گذاری مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است
کتاب ساز