انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند. (کوروش کبیر)
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » فروشگاه کتاب ساز » دانلود رمان ملت عشق
دانلود رمان ملت عشق

دانلود رمان ملت عشق

دانلود رمان ملت عشق

دانلود رمان ملت عشق

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نام رمان : ملت عشق

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر نویسنده : الیف شافاک

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر تعداد صفحات  : ۵۴۶

دانلود رمان دختر بد پسر بدتر ژانر : عاشقانه ، رمان خارجی

دانلود رمان دختر بد پسر بدترخلاصه :

کتاب «ملت عشق» اثر نویسنده‏ی ترک – بریتانیایی «الیف شافاک»، نخستین‏‌بار در سال ۲۰۱۰ میلادی منتشر شد. این کتاب به‏‌سرعت به پرفروش‌‏ترین کتاب ترکیه تبدیل گشته و بیش از ۵۰۰ بار تجدید چاپ یافت.
ملت عشق، داستان جست‏‌وجوی شمس در پی «مولانا» است و پس از آن، دوستی شمس و مولانا. این رمان صوتی، روایتی شاعرانه از احوالات این دو تن است. دو تنی که به‌‏دور از تظاهرات عابدانه، پرواز می‏کنند، عاشقانه اوج می‏گیرند و عشق و تسلیم به حضرت حق را معنایی دوباره می‌‏بخشند.
ملت عشق پس از ترجمه به زبان فارسی به‏‌کوشش «ارسلان فصیحی»، به یکی از محبوب‏‌ترین کتاب‏‌ها در ایران تبدیل شده است.
الیف شافاک تاکنون ۱۶ کتاب نوشته که بیش‌تر آن‏‌ها رمان هستند. آثار شافاک تاکنون به بیش‌‏از ۴۰ زبان دنیا ترجمه شده‌‏اند.

 

 

 

خلاصه کتاب

کتاب «ملت عشق» اثر نویسنده‏ی ترک – بریتانیایی «الیف شافاک»، نخستین‏‌بار در سال ۲۰۱۰ میلادی منتشر شد. این کتاب به‏‌سرعت به پرفروش‌‏ترین کتاب ترکیه تبدیل گشته و بیش از ۵۰۰ بار تجدید چاپ یافت.
ملت عشق، داستان جست‏‌وجوی شمس در پی «مولانا» است و پس از آن، دوستی شمس و مولانا. این رمان صوتی، روایتی شاعرانه از احوالات این دو تن است. دو تنی که به‌‏دور از تظاهرات عابدانه، پرواز می‏کنند، عاشقانه اوج می‏گیرند و عشق و تسلیم به حضرت حق را معنایی دوباره می‌‏بخشند.
ملت عشق پس از ترجمه به زبان فارسی به‏‌کوشش «ارسلان فصیحی»، به یکی از محبوب‏‌ترین کتاب‏‌ها در ایران تبدیل شده است.
الیف شافاک تاکنون ۱۶ کتاب نوشته که بیش‌تر آن‏‌ها رمان هستند. آثار شافاک تاکنون به بیش‌‏از ۴۰ زبان دنیا ترجمه شده‌‏اند.

قسمتی از کتاب صوتی ملت عشق:

در آغاز رمان صوتی ملت عشق اثر الیف شافاک می‏شنویم:
«مولانا خودش را «خاموش» می‌‏نامید؛ یعنی ساکت. هیچ به این موضوع اندیشید که شاعری، آن هم شاعری که آوازه‌‏اش عالم‌گیر شده، انسانی که کار و بارش، هستی‌‏اش، چیستی‌‏اش، حتی هوایی که تنفس می‏‌کند، چیزی نیست جز کلمه‏‌ها و امضایش را پای بیش از پنجاه هزار بیت پرمعنا گذاشته، چطور می‏‌شود که خودش را «خاموش» بنامد؟»
داستان ملت عشق، با زنی به نام «اللا روبنشتاین» آغاز می‌‏شود که چهل سال دارد، ازدواج کرده و صاحب فرزند است. اللا به‌‏عنوان ویراستار ادبی فعالیت می‏‌کند. در اوج ناراحتی‌‏ها و نارضایتی‏‌های اللا از زندگی خانوادگی‌‏اش، کتابی به‏‌نام «ملت عشق» نوشته‌‏ی «عزیز زاهارا» به‌‏دست او می‏‌رسد تا ویراستاری آن را برعهده گیرد. خواندن این کتاب، زندگی اللا را برای همیشه دگرگون می‏‌سازد:
«عشق یکباره از غیب مثل تکه‌‏سنگی در برکه‌ی راکد زندگی اللا افتاد. و او را لرزاند، تکان داد و زندگی‏‌اش را زیر و زبر کرد».
اللا خواندن این کتاب را شروع می‏کند. عزیز زاهارا در آغاز کتاب خود، چنین نوشته است:
«خیلی وقت پیش بود. به‌‏دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق جرات نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌‏هایی شناختم. قصه‏‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌‏های آهنی سوراخ شده؛ اما من هنوز در عشق خامم، هنوز در عشق همچو کودکان ناشی…»
«ما زبان را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
موسیا آداب‏‌دانان دیگرند سوخته جان و روانان دیگرند
ملت عشق از همه دین‏‌ها جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست»
از این پس، سفر معنوی اللا آغاز می‏‌گردد. شمس پی مولانا می‏گردد و اللا، پی خویشتن. در کتاب «ملت عشق»، هربار به‏‌دنبال سیری از حوادث، قانونی از چهل قانون عشق را از زبان شمس، می‏شنویم. قوانینی برآمده‏از دلی عاشق، دلی درآمده به آیین و «ملت عشق». چندی از این قوانین را در ادامه‏ی این رمان صوتی می‏شنویم:
«اول کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می‌‏بریم، همچون آینه‌‏ایست که خود را در آن می‌‏بینیم. هنگامی‌ ‏که نام خدا را می‏شنوی، ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم‌‏آور به ذهنت بیاید، به این معناست که تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر می‏‌بری. اما اگر هنگامی‏‌که نام خدا را می‏شنوی، ابتدا عشق و لطف و مهربانی به‏‌یادت بیاید، بدین معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.»
«ششم اکثر درگیری‌‏ها، پیش داوری‌‏ها و دشمنی‏‌های این دنیا از زبان منشا می‏‌گیرد. تو خودت باش و به کلمه‌‏ها زیاد بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمی‏راند. عاشق بی زبان است.»
«دهم به هرسو که می‏‌خواهی شرق، غرب، شمال یا جنوب برو، اما هر سفری که آغاز می‏‌کنی، سیاحتی به درون خود بدان! آنکه به درون خود سفر می‏‌کند، سرانجام ارض را طی می‏‌کند.»
«سی و هشتم برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییردادن خودمان هیچگاه دیر نیست. هر چند سال که داشته باشیم، هر گونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است. حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد.»
«عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت ها تفاوت می زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش.»

داستان شمس و مولانا:

داستان شمس و مولانا تاکنون بارها توسط ادیبان و پژوهشگران متعدد، اگرچه نه به شاعرانگی و زیبایی کتاب الیف شافاک، نقل شده و مورد بررسی قرار گرفته است.
مولانا که از فقیهان و عالمان بزرگ دین بود، در سال ۶۲۳ هجری در قونیه با شمس تبریزی آشنا شد. مولانا که تا پیش از ملاقات شمس، به درس و وعظ اشتغال داشت و در مدارس بزرگ دینی درس می‌‏داد، با آشنایی با او، همه‏‌ی این‏‌ها را رها کرده و به آیین صوفی و سماع روی آورد.
اهالی و بزرگان دین شهر قونیه که تا آن زمان، مرید مولانا بودند، با تغییر ناگهانی او، برآشفتند و رابطه‏‌اش با شمس را تاب نیاوردند. خشم و غضب و آزارهای آنان، سرانجام شمس را ناگزیر به ترک قونیه کرد؛ اما آثار عشق و روشنگری او در دل مولانا، ذره‌‏ای کم نشد.

درباره‏ الیف شافاک:

الیف شافاک نویسنده‌‏ی نامدار ترک – بریتانیایی، در سال ۱۹۷۱ میلادی در استرازبورگ فرانسه چشم به جهان گشود. او فوق‌‏لیسانس‌‏اش را در رشته‏‌ی مطالعات زنان و مدرک دکتری خود را در رشته‏‌ی علوم سیاسی دریافت نمود.
الیف شافاک علاوه‌ ‏بر اشتغال به داستان‌‏نویسی، استاد دانشگاه و فعال سیاسی، زیست‏‌محیطی و حقوق زنان نیز هست.
او مقالاتی در زمینه‌‏های مسائل خاورمیانه، ترکیه و دموکراسی نوشته و نوشته‏‌هایش در روزنامه‏‌های معتبر بسیاری از جمله روزنامه‌‏ی انگلیسی گاردین، روزنامه‏‌ی آلمانی اشپیگل و روزنامه‏‌های نیویورکر و نیویورک‌‏تایمز، انتشار یافته‌‏اند.
الیف شافاک جوایز و افتخارات بسیاری از جمله جایزه‌‏ی بنیاد نویسندگان و روزنامه‌‏نگاران ترکیه (۲۰۰۹) و جایزه‏‌ی بهترین داستان از سوی انجمن نویسندگان ترکیه (۲۰۰۰) را کسب نموده است.
شافاک کتاب‌‏هایش را به دو زبان انگلیسی و ترکی می‌‏نویسد. از میان دیگر آثار وی می‏‌توان به «آینه‌‏های شهر» (۱۹۹۹)، «صوفی» (۱۹۹۸) و «برزخ» (۱۹۹۸) اشاره نمود.

منبع : Ketabsaz.inFo
به کتابساز امتیاز دهید در شبکه های اجتماعی اشتراک بگذارید ما همیشه با شما هستیم
اشتراک گذاری مطلب

تاکنون ۲ نظر ثبت شده است.

  1. خیلی رمان جالبیه. واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم دمتون گرم

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است