این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

تبلیغات تبلیغات

دانلود رمان میراث خون آشام

13 فوریه 2020
622
بدون نظر

دانلود رمان میراث خون آشام

mirase khon asham 378x500 - دانلود رمان میراث خون آشام

نام رمان : میراث خون آشام

نویسنده : SUKY98

ژانر : عاشقانه

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

اگرعاشق کسی باشی که شکارچی توست .کسی که تقاص حیران اتشی که بر جانش افتاده را در خشکاندن ریشه ی قلب ها میداند .کسی که جام زهر را با افسونگری در کام حیات میریزد .کسی که سایه ی ان مرگ را به همراه می اورد .کسی که در قلبش جز سوز سرد زمستانی چیزی نیست. چه میکردی؟؟

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

 

میراثم بود ان غم بزرگ ان غم مهیب ان غم دل خراش میراثم بود ان کاخ هراس ان رایت دار
ان دخمه ی تار میراثم بود ان حاذق جهل ان عجب عقول ان خور وجود
اگرعاشق کسی باشی که شکارچی توست .کسی که تقاص حیران اتشی که بر جانش افتاده را در خشکاندن ریشه ی قلب ها میداند .کسی که جام زهر را با افسونگری در کام حیات میریزد .کسی که سایه ی ان مرگ را به همراه می اورد .کسی که در قلبش جز سوز سرد زمستانی چیزی نیست. چه میکردی؟؟
کسی که با هر نزدیکی به تو تارهای عمرت را فرسوده تر میکند ……اوست که میخواهد بسوزاندت اما قلب تو برای وجود او میتپد میراث خون اشام
فصل اول))شروعی دوباره((
دستم تو دست مادرم بود بازم اون کاخ رعب انگیز,بازم همون زمین شطرنجی بازم,بازم گمشده بودم مادرم دیگه کنارم نبود مثل همیشه جا موندم .ترسی سراسر وجودم رو فرا گرفته بود مجسمه های گچی سیاه و سفید اطراف سالن بزرگ کاخ بودند.یک لحظه فکر کردم سایه ای دیدم با وحشت به دنبال مادرم گشتم ومثل همیشه……
از خواب پریدم.عرق سردی روی پیشانیم بود و دوباره در لحظه ی حساس پاشدم کار چندین ماهم بود کابوس میدیدم و از خواپ می پریدم.مثل همیشه دوشیزه کالماس با ان صدای وحشتناکش با نهایت بی رحمی صبحانه اش را طلب کرد .چه کسی به من توجه میکرد منی که بودو نبودم تو دنیا برای کسی فرقی نداشت من اون موجود ناچیزی بودم که در چنگال ظلم اشراف زادگان جا خوش کرده بود.منم یه دختر بودم مثل همه ی اونا با ارزوی داشتن ان پیراهن های حریر در ان خانه های مجلل امانه من مثل اونا نبودم من یک مصاحب )خدمتکار(
بودم . صدای خانم کالماس بلند شد لوسیندا؟لوسیندا؟صبحانه ام چه شد؟؟؟ با سینی صبحانه وارد اتاق مجلل اربابم شدم وبا اتاق محقر خودم در نزدیکی اشپزخانه جایی که به سرداب منتهی میشد مقایسه کردم پول چقدر میتواند باعث تبعیض بین افراد شوم در این خیال ها بودم که خانم کالماس گفت
_لوسیندا امشب همه برای مراسم دعا در میدان جمع هستند لباسی مرتب به تن کن ودر جشن ظاهر شو خواهشا فکری نیز به حال رفتارت کن زیرا که دختران جوان در این سن در اوج اراستگی ظاهری وباطنی هستند اما
تو……………….

لینک کوتاه مطلب

https://ketabsaz.info/?p=9773

برچسب ها

مطالب مشابه