دانلود رمان هدیه ی شاهزاده

hedye shahzade 378x500 - دانلود رمان هدیه ی شاهزاده

⭐️ نام نویسنده : اعظم فرخزاد

⭐️ نام رمان : هدیه ی شاهزاده

⭐️ تعداد صفحات : ۴۲۲

⭐️ موضوع : عاشقانه، اربابی

⭐️ فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

⭐️ ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

شاهین فکرم را خراب کرده بود می کوشید تا زنش بشم تا روزی مرا

بخاطر توله صدا کردن رشید با شلاق تنبیهم کند اما من طبق گفته خاله فخری

ضمن اینکه زنش نمی شوم باید کاری کنم که تنبیهش رو برای همیشه فراموش کند

یا اگر جسارتش را پیدا کردم من اورا تنبیه کنم ولی …خیلی میترسم.

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

قریه لاله دره بیست کیلومتر با شهر تبریز فاصله داشت و من بعد از سالها به جاده ای قدم می گذاشتم که منتهی به این روستا می شد . روستایی که خاطرات دوران کودکی و نوجوانیم را در خود جای داده است . تفاوت عمده ای که دیده می شود ، آن زمان جاده ای خاکی و پر از گودال هایی بزرگ و کوچک بود و سنگ های ریز و درشت سر برآورده از جاده خاکی این ناهمواری ها را بیشتر می کرد و حتی تردد گاری ها را مشکل می نمود ولی حالا جاده صاف و آسفالت شده است که مستقیم به دروازه دهکده کشیده می شود و هر آدمی را با هر نوع سواری آسوده به دهکده هدایت می کند .هنوز هم آبادانی و سرسبزی و جلوه خاص اطراف جاده ، این روستا را متمایز از دیگر آبادیها می کند و من کوله بار خاطراتم را بر دوش دارم . خاطراتی که بعضی باعث آزردگی و برخی باعث شادی هستند از درب بزرگ و چوبی که ورودی اصلی دهکده بود اثری دیده نمی شود . در مقابل خود دشتی گسترده از گیاهان خودروی بلند را می بینم . از ماشین پیاده شده به تماشا می ایستم برای دقایقی افکارم به سالهای دورگذشته پرواز می کند . ارباب ، بلند بالا سوار بر اسبی سیاه است که از نژاد اصیل عرب می باشد، اسب سم به زمین می کوبد و بی قراری می کند تا دستور تاخت را از سوارش بگیرد و بتازد و ارباب بی توجه به نیاز مرکبش در مقابل این درب بزرگ ایستاده . پسرش شاهین ، پیاده ، با شلاقی به دست – با لبخند مداومش گویی اهالی را به تمسخر گرفته – در حالی که بندهای چرمی و رشته رشته شلاق در میان تاب دستانش به اطراف پراکنده می شود . قامتش چون قامت پدر بلند و نیرومند است و در کنار توله همیشگی و غلام حلقه به گوشش رشید ، ایستاده . شاهین با لبخندی جذاب بر لبانش در واقع همان وحشی و سرکش نوزده ساله است که در ظاهر آرام مخفی شده .
پدر شلاق را از دستش می گیرد ، دوری می زند و اسب را به یورتمه در میدانی که از دور مردم به وجود آمده جولان می دهد. دقایقی به سمتی می رود که چند نفری آن جا ایستاده اند و در پشت سرشان پشته های یونجه انبار شده است . ارباب مقابلشان می ایستد دستش همراه شلاق بالا می رود و سپس محکم به صورت میرقلی فرود می آید .
چند شاخه خط خونی در چهره میرقلی ظاهر شده و به روی یونجه ها پرت می شود و این ضربات چند بار دیگر تکرار می شود و رشته های خون از پیراهن بلوطی رنگش تراوش می کند و لبخند مسخره شاهین دلم را به درد می آورد

نظرات تعداد دیدگاه های تایید شده : ۲ دیدگاه

2 پاسخ به “دانلود رمان هدیه ی شاهزاده”

  1. Missma گفت:

    سلام فایل پی دی اف دانلود نمیشه و ارور داره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *