این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

تبلیغات تبلیغات

دانلود رمان پرنسس دریای آتشین

1 فوریه 2020
1,164
بدون نظر

دانلود رمان پرنسس دریای آتشین

perancess daryaye atashin 378x500 - دانلود رمان پرنسس دریای آتشین

نام رمان : پرنسس دریای آتشین

نویسنده : نگین شاهین پور

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

 

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

پارت ۱#

باصدای در اتاقم دست از درس خوندن برداشتم و اجازه ورود دادم:

مثل همیشه اکرم خانوم بود)خدمتکار(

جانم اکرم خانوم؟ اکرم خانوم:دخترم ناهارحاضره گفتن صدات کنم…

چشم میام الان…بالبخندی از اتاق خارج شد.

بلندشدم و به سمت میزآرایشیم رفتم و دستی به موهای بلندومشکیم کشیدم…نگاهی به چهرم انداختم،لبای گوشتی،پوستی سفید،چشای درشت سبزآبی…خوشکلی چه فایده داره وقتی آرامش نداری؟؟
آهی کشیدمو راهییه پایین شدم…

بادیدنش تنم لرزید…صندلی رو به عقب کشیدم.

مثل همیشه دستوری حرف زد.
لیلا:چرا دیرکردی؟بخاطر توغذا سردشد؟

آلا:داشتم درس میخوندم،بعدم مجبور نبودید منتظرم بمونید.

لیلا:باخشم بلند شد که صندلی یه صدایی گوشخراشی ایجاد کرد وادمه داد:دختره ی کستاخ از کی تاحالا واسه من زبون در اوردی هاااان؟؟

بابادستشوگرفت گفت:آروم باش عزیزم،خودم ادبش میکنم..

وروبه من گفت:میدونم چیکارت کنم دختره ی بی عقل چه طرز صحبت کردن با نامادریته؟؟ بغضی به گلوم چنگ انداخت وداشت خفه م میکرد…من که چیز بدی بهشون نگفتم…
بابا:زود باش بیادست لیلارو ببوس و ازش معذرت بخواه

آلا:ولی بابا م…نذاشت حرفمو ادامه بدم

بابا:همین که گفتم

بااکراه بلندشدمو روبروش قرارگرفتم…

توچشمایی که ازشون تنفرداشتم خیره شدم:معذرت میخوام…

شیطانی نگام کردوگفت:نوچ نوچ معذرت خواهیه خشکوخالی نمیشه که.
ودستشو به جلو آورد.

فکری به سرم زد…
خم شدم روی دستش
و گازی محکم که کمی از اذیت کردنای چندساله رو جبران میکردگرفتم…

جیغی کشید بلندشد:دختره ی آشغال

تاخواستم به خودم بیام وجوابشوبدم یه طرف صورتم سوخت وپخش زمین شدم…

طرفم اومدو یه لگد به کمرم زد که برق از سرم پرید..به بابا نگاه کردم که دیدم داره بارضایت کامل به لیلا نگاه میکنه…دلم گرفت پارت۲ #

بادرد بلند شدم و به سمت اتاقم رفتم…

لینک کوتاه مطلب

https://ketabsaz.info/?p=9691

برچسب ها

مطالب مشابه