این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

تبلیغات تبلیغات

دانلود رمان چشمان نفرین شده

19 ژانویه 2020
874
بدون نظر

دانلود رمان چشمان نفرین شده

Cheshman Nefrin Shode 378x500 - دانلود رمان چشمان نفرین شده

نام رمان : چشمان نفرین شده

نویسنده : پروانه قهارزاده

ژانر : عاشقانه ، معمایی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

لب صخره ایستادم و به درون آب خیره شدم. حیوان درون رودخانه کف بالا می‌آورد و وحشیانه پیش می‌‎رفت.
اگر یک قدم برمی‌داشتم و خودم را توی دهانش می‌انداختم چه می‌شد؟! آن‌چه در این رمان آمده‌است، داستانی
غیرمعمول و صدالبته غیرمعقول است که با موضوع معمولی علاقه دختری به یک پسر شروع می‌شود و در انتها
سر از ناکجا‌آباد در می‌آورد. و در آخر آن‌چه از آن باقی می‌ماند، اندوخته‌های کالیاسا است که چراغ راهنمای
اوست در مسیری که در انتها به داشته‌هایی می‌رسد که ندانسته آن‌ها را نفی می‌کرده است.

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

 

با عجله به سمت ایستگاه قطار میدویدم. با دست چپم چمدانم را که کمی سنگین بود، دنبال خودم میکشیدم و در همانحال با دست راستم در تلاش بودم بلیتم را از جیب بغلی کوله پشتیام بیرون بکشم.

مأمور قطار آخرین مسافر را سوار کرده بود و میخواست در قطار را ببندد که با دیدن من مجبور شد صبر کند. بلیت را که کمی پاره شده بود، به دستش دادم. بیحوصله نگاهی سرسری انداخت و پس داد.

چمدان را به سختی از پلهها بالا کشیدم؛ در حالیکه مأمور کوچکترین تلاشی برای کمک به من نکرد. به زحمت از میان مسافران سرگردان در راهرو، کوپهام را پیدا کردم. در کوپه را که باز کردم، مثل همیشه همهی سرها به سمتم برگشت. یک زن و دو مرد در کوپه بودند. خدا را شکر کردم که هیچ خانوادهای در کوپه نیست. هیچ حوصله سر و صدای بچهها را نداشتم. خوشبختانه صندلیام کنار پنجره افتاد.

سر جایم که نشستم، قطار راه افتاد و من خوشحال از اینکه همهی درختها و ساختمانها درخلاف جهت من حرکت میکنند، به بیرون خیره شدم. همیشه از اینکه خلاف جهت حرکت قطار بنشینم، خوشم میآمد.

مدتی بعد از دیدن مناظر اطراف خسته شدم و توجهم به دختری که درست روبرویم نشسته بود، جلب شد. به نظر همسن خودم میرسید. شاید هم مثل من دانشجو بود. شاید هم نه! آرایش غلیظ صورتش، لنز تابلو آبیرنگش و ناخنهای سرخرنگش هیچ شبیه دانشجوها نبود. بیشتر شبیه کسانی بود که به مهمانی باشکوهی دعوت دارند.

لینک کوتاه مطلب

https://ketabsaz.info/?p=9600

برچسب ها

مطالب مشابه