کانال تلگرام

آدرس تلگرام ما کتابساز

این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان یک قدم تا یاد تو

3 فوریه 2020
6,561
۲ نظر

دانلود رمان تک برده ارباب

Yek Ghadam Ta Yade To 378x500 - دانلود رمان یک قدم تا یاد تو

نام رمان : یک قدم تا یاد تو

نویسنده : سحر مرزبان

ژانر : عاشقانه ،پلیسی ،معمایی

فرمت رمان : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان :

داستان دردها و غم هاست…
رازها و معماها…
دختری از تبار زخم
مسیری که زندگی براش تعیین میکنه
و همراه با خودش میبره
پسری از تبار سنگ و انتقام
مسیری که خودش به زندگیش تحمیل میکنه و….
رازهایی برملا میشه که به داستانمون هیجان میبخشه..

دانلود رمان با فرمت (PDF)

دانلود رمان با فرمت (APK)

 

یک قدم تا یاد تو باسمه تعالی

با حس سرگیجه چشمانش را باز کرد سیاهی مطلق بود
به چشمانش بیشتر فشار آورد تا بهتر ببیند وهمینطور به مغزش فشار آورد که چیشده؟ تمام حس های پنج گانه اش به کار افتاد
صدای شیون و گریه از هرجای خونه به گوش میرسید
با دیدن سیاهپوشی خاله اش همه چیز برایش تمام شده به حساب اومد مثل فشنگ از تخت پایین پرید مثل گنجشک زیر باران مانده میلرزید شاید ازغم… شاید از ترس بی کسی….
با هق و هق به زور به پای خاله اش افتاد
تیدا سعی کرد سحر را از پایش جدا کند ولی مگر میتوانست؟ _سحر عزیزم پاشو قربونت برم
تیدا هم د ست کمی از حال سحر ندا شت دردانه خواهرش الان زیر خروارها خاک خفته است
_خا..له..تو..رو..خدا..ما..ما ن..کو؟ هق هقش دل سنگ را هم آب میکرد
_خاله فداتشه پاشو اینجوری نکن با خودت

رمان های پیشنهادی کتابساز
دانلود رمان هم آغوش

تیدا از وآب ستگی بین سحرو ترنم خواهرش خبر دا شت برای همین هم از این وضع پیش آمده دلش خون بود
_خا..له…ماما..ن…کو..می..خوام..ببی..نمش..تو..رو..خدا…ال..تما..ست.می..کنم…منو..ببر..پیش..ش
نفسش رو به اتمام بود حق داشت؟نداشت؟هست و نیستش ب باد رفته بود حق نداشت بمیرد؟
تیدا با دیدن وضع سحر به او قول داد که پیش مادرش خواهند رفت
۳روز بود ک بیهوش بودو امروز مرا سم سومه مادرش بود ان روز وقتی فهمید انقدر بیقراری کرد انقدر بر درو دیوار کوفت تا از هوش رفت
ب سمت قبرستان ب راه افتاده بودند در راه خاله اش نگران به او چشم دوخته بود که چرا این دختر دیگر گریه نمیکند این دختر از فامیل پدری اش که خیری ندیده بود بعد از ازدواج پدرش اورا طرد کردند
او هم هیچگاه پی گیر ان خاندان شیییطانی نشییده بود چرا که از آنها بخاطر کارشان کینه داشت
از خانواده مادر هم که یک خاله و دوتا دایی کم سن و سال داشت به اسم های نریمان و نوید

رمان های پیشنهادی کتابساز
دانلود رمان مَغزِمَریض ویژه کتاب ساز

برچسب ها

مطالب مشابه

  • لینک دانلود خراب هست

    • اصلاح شد