کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی.
رفع مسئولیت : اگر نویسنده رمانی هستید که در سایت منتشر شده و خواستار حذف آن هستید لطفا از بخش"تماس با ما" در ارتباط باشید.
خانه » داستان کوتاه

داستان کوتاه

داستان کوتاه ملکه مرگ

داستان کوتاه ملکه مرگ

malame marg 1 385x500 - داستان کوتاه ملکه مرگ

نام داستان : ملکه مرگ

نویسنده : n.a25

ژانر : تخیلی

تعداد صفحات داستان : ۱۸

خلاصه داستان :

سوفیا دختری از جنس تاریکی ها…
دختری که روحش در سیاهی مرگ دفن شد!
دختری که در پی اتفاقی زندگی اش نابود شد و به ملکه ای از جنس مرگ تبدیل شد!
نیروی هایی وجدش را در بر گرفت که بوی مرگشان مشام هر موجود زنده ای را می میراند!
اما چرا؟! چرا در اوج نوجوانی اش سیاهی بر وجودش حکم فرما شد؟!

ادامه مطلب

داستان کوتاه دختر گرگینه

داستان کوتاه دختر گرگینه

داستان کوتاه دختر گرگینه

نام داستان : دختر گرگینه

نویسنده : n.a25

ژانر : تخیلی

تعداد صفحات داستان : ۱۸

خلاصه داستان :

داستان یه دختر…دختری که در جنگلی مخوف چشم هاش رو باز می کنه و جا پای پدر و مادرش می ذاره!دختری که مهم تر از همه چیز دختر نیست!گرگه…گرگینه!از پدری گرگینه و مادری که به ملکه مرگ شهرت داشت

ادامه مطلب

دانلود داستان بانوی خونین

دانلود داستان بانوی خونین

دانلود داستان بانوی خونین

نام داستان : بانوی خونین

نویسنده : n.a25

ژانر : تخیلی

تعداد صفحات داستان : ۱۸

خلاصه داستان :

من لاریسا دختری خجالتی و گوشه گیرم. با کسی کاری ندارم و کسی هم با من کاری نداره؛ اما همه چیز عوض شد. یکی با من کار داشت!ولم نمی کرد. سایه به سایه دنبالم بود. اون بانوی سرخ بود! زنی با موهای شرابی، که مدام اذیتم می کرد…

ادامه مطلب

داستان کوتاه آن غریبه که بود؟

داستان کوتاه آن غریبه که بود؟

غریبه که بود 1 378x500 - داستان کوتاه آن غریبه که بود؟

نویسنده : سرمه

ژانر : داستان کوتاه

تعداد صفحات : ۳۰

خلاصه داستان :

می شود عاشق شد . بهانه اش هم جور می شود . ندیدمش اما لمس کردم صدای خنده هایش را و این لمس کاری با دلم کرد که گویی لیلی بعد از سال ها مجنونش را پیدا کرده است . اعتقادی به نیمه گمشده داری ؟ من با تو، تو با من ما باهم کاملیم دوسال جدایمان کرد سربازی تو و چن روزی هم پدرم . پدر است دیگر! ساز مخالف میزند گاهی . بیا و بگذر و ناراحت نشو . نگران است نگران من نگران تو حس میکند هنوز همان دخترک ۴ ساله ام که با طوفانی به پناهگاهش میروم و میترسد که بروم ونیایم .

ادامه مطلب

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است